انتقاد ؟ درد دل ؟ خوشحالی؟ ناراحتی؟ پیشنهاد ؟
درود خدمت تمام دوستان و خوانندگان وبلاگ
اول از همه یه معذرت خواهی گنده گنده گنده از همه عزیزان بکنم و بکنیم ! من و محمدحسین به این خاطر که مدت مدیدی بود آپ نکردیم. حقیقتا هر نوع عذر و بهانه ای رد شده هست حداقل برا خودمون اما گوشه ای از دلایل ما (پارادوکس!):
1.مشغله دانشگاهی وحشتناک که تازه بعد تموم شدن امتحانات کمی کمتر شده (هرچند من هنوز به خاطر مسایل انجمن دانشگاه و... درگیر هستم! به خصوص شهر دیگه ای هم هست دانشگامون و میرم و میام)
2.مشغله کاری هم من و هم محمدحسین عزیز که حقیقتا لرزه بر اندام تمامی دشمنان انداخته ! و اگر گوش شنوا و چشم بیداری باشه واقعا دلش به حالمون میسوزه ! اینقدر سرمون کار ریخته
3.کمی دلخوری از باب اینکه مقالاتی که تازگی ها روی نت منتشر شد و به نظر خودم کار نویی بود در بسیاری از سایت ها و وبلاگ ها بازتاب داشت و خیلی ها از مطالب استقبال کردند اما متاسفانه برخی بودند که با سواستفاده شدید از مطالب وبلاگ ، اونا رو به اسم خودشون نمودند !
اونم نه به صورت عادی بلکه با حذف کامل اسم نویسنده و منبع و... اضافه کردن اسم خودشون و منبع خودشون!
شاید به نظر خیلی ها که مقاله ننوشتند این کار چندان دردآور نباشه اما اگر کسی فقط و فقط یک بار مقاله نظامی تاریخی علمی و... نوشته باشه میدونه منظورم و منظورمون چیه؟
ایا واقعا این تشکر وقدردانی دوستان هست از اینکه امثال جهان پناه از ده ها مطلب متفرقه و زبان انگلیسی و... یک مطلب مینویسه و تازه بعدش به سراغ منابع معتبر نظامی برای تایید مواردی چون ناوشکن یا ناوچه بودن یک مدل کشتی نظامی میره هست ؟
یک مقاله به راحتی یک هفته تمام یک فرد رو از زندگی میندازه ، تازه اگر تخصص توش داشته باشی و مطالعاتی راجبش داشته بوده باشی ...
برای نوشتن مقاله ارتش رضاخانی من نزدیک یک ماه تمام داشتم کتاب های معتبر رو فقط و فقط برای یک نقل قول که شک داشتم درست باشه یا نه میگشتم ....
همون مطلب بعد نوشته شدن توسط من و مجانی در اینترنت گذاشته شدن به اسم شخصی دیگر تموم شد ...
به هرحال ادم میتونه از حق خودش بگذره اما دیگه واقعا نمیشه از حق نوشته جهان پناه که من به امانت ازش گرفتم گذشت (تازه بگذریم تک تک کلمات و جملات رو شخصا تایپ کردم و تازه از مطالبی که خودم به نوشته های جهان پناه اضافه کردم بگذریم)
به هرحال واقعا جای تاسف داره حتی وقتی به اشخاص تذکر میدی اصل نوشته چی بوده و از کجا هست بازم انگار نه انگار ....
4.دو سه مقاله خودم نوشتم و چند مقاله ناب و بکر که تو نت نبود (حداقل موقع تایپ اونها یعنی 6 ماه پیش!) رو آماده کرده بودم بزارم رو وبلاگ اما خوب بعد چند تا ارسال واقعا فشار خفنی از لحاظ زندگی شخصی اومد سرمون که دیگه نشد وبلاگ رو هر ماه اپ کنم (قرار هم همین بود که هرماه اپ کنیم)
5.از نویسندگان نظامی که میخوان با ما همکاری کنند لطفا برامون پیام بزارند چون اگر خدا بخواد چند پروژه خوب ! راجبه نیروی مسلح ایران داریم که با توجه به آرام شدن اوضاع (آرامش پیش از طوفان؟) بعد انتخابات میشه اونا رو به رشته تحریر دراورد. البته مقالات خودتون رو هم میتونید با نام خودتون تو وبلاگ قرار بدیم (بابا وبلاگ مشهور !)
به هرحال شرمنده من مقصر هستم دیر آپ نمودم وبلاگ رو !
در نهایت خوشحالم که مطالبی که به سبک جدید رو وبلاگ گذاشتیم مورده توجه بسیاری از دوستان قرار گرفت هرچند ما رو از درج نظرات خودشون محروم نمودند ! به هردلیلی ولی خوب وسعت پخش مطالب در وبلاگ ها و فروم ها باعث دلگرمی مون شد
امیدوارم که از مطلب شامگاه دلفین ها لذت کافی رو ببرید، به نظر من جز به یادماندنی ترین مقالات هست که تو مجله جنگ افزار به دست توانای محمدحسین عزیز نوشته شد هرچند به دلایلی برخی موارد اصولا نوشته نشد به خصوص در قسمت نبرد ایران و عراق که خوب بنده حقیر سعی میکنم بازنویسی شون کنم هرچند بری مطالب رو که به نظرم لازم بود در نسخه اینترنتی مقاله اضافه بشه به متن اضافه نمودم .
روزگار خوش و ایام به کام
یا حق





